غزل مناجاتی اول مجلس، روضۀ قتلگاه سیدالشهدا علیهالسلام
شهریاری که شده قطعه حصیری کفنش او حسین است که آفاق شده سیـنهزنش داغ او بر جگـرِ تـشنۀ صحرا باقیست تا سماوات و زمیـنند به حزن و محنش هفت گردون به لبش زمزمه و شور و نواست از تـب غــم زدۀ داغ عــقـیــقِ دهـنـش آه ای گـریـهسـرایــان! بــسـرایـد غـزل از سـرِ نـیـزهسـوار و بـدن بـیکـفـنـش بگذریم اینکه سرش تـشنه بریـدند ولی اسبها از چه دواندند به روی بدنش؟! |